مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
مست صحن تو یقین میشکند خم را هم خوب میدانم اگر بیتـو شـوم گـمراهم عالم از نور شما روشن و ما مدیـونـیم بـه کـرمخـانـۀ تـو روشـنـی قــم را هـم آیـنـهکـاری ایـوان تـو مـبـهــوتـم کــرد زین سـبب بـردهام از یـاد تـکـلّم را هم باید از پـاکی سنگ حرمت حکـم کـنند بعـد هـر بـار وضـو امـر تـیـمـم را هم در میـان دو بـرادر حـرمـت بـرپـا شد رد نـکــردی ز ادب حـد تـقــدّم را هـم هر کبوتر که به صحن تو پناهـنده شده میخورد از کرم دست تو گـندم را هم آمـدی قـم هـمـه اکـرام نـمـودنـد تـو را بـر لـبـان تـو نــشـانـدنـد تـبـسـم را هـم فـاطـمه هـسـتی و در آخـر شعـرم باید قدر یک واژه بگویم در و هیزم را هم |